عزت الله مولايى نيا همدانى

3

نسخ در قرآن ( فارسى )

بودند و قرآن در خانهء آنان و خطاب به آنان فرويش يافته بود ، از صحنه‌هاى اجتماعى بر كنار ماندند و جريان فهم قرآن از مسير حق خارج گشت و در همهء مسائل اسلامى ، دچار انحراف شدند . دامنهء اين اختلاف ، تمامى تار و پود احكام دين را فرا گرفت و در عرصهء تشريع و ديگر مسائل بنيادين اسلامى از جمله مسألهء « نسخ » نيز - كه از نظر امير المؤمنين - عليه السّلام - كليد فهم قرآن در مسائل و احكام تشريعى اسلام بود - گرفتار اختلاف نظر شدند « 1 » به طورى كه گروهى آن را به طور كلى منكر شدند و گروهى ديگر دامنهء آن را چنان گسترش دادند كه آمار منسوخهاى قرآنى از تعداد كلّ « آيات احكام » فراتر رفت . اين اختلاف از آغاز سدهء چهارم هجرى رخ نمود و تا هم اكنون نيز ادامه يافته و حجم بزرگى از نوشتار انديشوران اسلامى و همچنين وقت گرانبهاى آنان را به خود اختصاص داده است . اين كتاب ، تلاشى است ناچيز كه نگارنده به گونه‌اى روشمندانه و با نگرشى منصفانه و با بررسى دقيق علمى و تحليلى نقادانه دلايل هر دو گروه را مورد ارزيابى دقيق قرار داده است و سپس نظريهء « انكار نسخ » را كه از سوى گروهى از پژوهشگران اسلامى ارائه شده ، از منظر عقل و دين به صورت گويا تبيين نموده و آنگاه با منطقى تحليل‌گرايانه و استدلالى خردمندانه ، به شبهه‌هاى آنان پاسخ مناسب مىدهد . در فرجام كار ، دلايل خود را از منظر عقل و دين ( قرآن ، سنّت و اجماع ) در مورد جواز عقلى وقوع تاريخى نسخ در قرآن ، عرضه كرده و امكان « وقوع نسخ » را در قرآن اثبات كرده است . از اين رهگذر به نزاع دامنه‌دار پژوهشگران اسلامى ، در اين زمينه پايان بخشيده است . در تمامى مراحل اين نگارش ، تلاش كرده‌ايم كه چون داورى امين و با آرامشى

--> ( 1 ) اين حديث در بخش اول از فصل اول همين رساله به صورت گسترده مطرح شده است .